ای مرگــــــ بیا که زندگی ما را کشتــــــ !
::: سلام به رسم ادب و به رسم وفا :::
وحشتناک دلم ننوشتن میخواهد ولی چه کنم که امشب اولین شب  آهای دنیاست و باید اولین موضوع را یعنی مرگــــــــ را آغاز کرد ... !

 

مرگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ !
وقتی از مرگ و مردن میشنویم فقط فقط یه چیز به یادم میاد سینه قبرستون !
شب اول !
ترس !
ای خدا چرا وقتی اسم مرگ میشنوم فقط فقط ترس و وحشتش ست که یاد بنده ها میاوری؟ چند روز پیش بود داشتیم با موتور میرفتیم رو دیوار چشمم خورد به اعلامیه تا ازش رد شیم نگاش میکردم ولی چیزی ندیدم خداییش فقط یه لحظه اومد ذهنم که هی پسر یه روز هم عکس تو رو میزنن رو این اعلامیه ها ....
تو همین فکر بودم که یه دفعه رفیقم عطسه زد ! آره رفتینم بخدا مطمئنم. یعنی همه رفتنیم مگه تو نمیری؟ دیدی پس رفتینم.
وای باز ترس و ترس و ترس .....
به قول حاجی:

 

" ابکی لظلمت قبری. . .

ابکی لذیق لحدی. . .

ابکی لسئوال منکر و نکیر یاربــــــــــــ "

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٦ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم