حس خسته و کثیف من

تن گنده و خسته حسین آقا عباسی قشنگه

.

.

.

.

یک روز مهمان طـ ـبـ ـیـ ـعـ ـت . . . !

 

 

 

حرف دل من است

کیست حرف دلم را بفهمد

معنی کند

تفسیر کند

عشقمان را به اولین کسى که از راه رسید فروختیم،

بعد دورش انداختیم به جرم هرزگى

عشقمان را


هوای سرد

و حس و حالم سرد

تازشم دوتا بچه که نه پایه کله شقین نه حالشو دارن

کنار آبشار یه زن و مرد در حال عکس گرفتن از هم منو مجذوب خودشون کردن جوری که حسین رفت جلو و من همینجوری پشت این زن و مرد وایساده بودم

سنشون بالا بود شاید 27 به بالا ولی از طرز رفتارشون باهم میشد فهمید اول کارن !

اول مرد از زنش گرفت و کلی پیش خودش گفت وای چقدر قشنگ شد چقدر ....

بعد زن از مرده گرفت زن سردش بود شایدم یخ کرده بود .... به زور یکی گرفت و همشم میترسید سر بخوره دومی هم به زور مرد گرفت که نترس الان میریم سر نمیخوری و این حرفا

هر عکسیم که میگرفت با گوشی نوکیا n73 سفید رنگشون نشون آقاشون میداد و مرده هم کلی نوشابه واسه خودش باز میکرد

وای چه خوشگل شد

وای عجب عکسی شد و ...

منم همش ته دلم بود الانه کهمرد بگه آقا یه عکس از ما دوتا میندازی ... !

ولی نگفت

چرا؟

عکس تکی قشنگه یا دوتایی؟

چرا نگفت ....

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم