شبــ ها ؛

بهـ پهـلـو میــ خوابمـ و پاهایمـ را در شـکمـ جمعــ میکنمـ ،

جنینــ گونهـ !

با اینـ امیــدکهـ فردا ،

با طلوعــ آفتابــ متـولد شومــ ...

 

::: سلام به رسم ادب و به رسم وفا :::

اوه فکر کنم چهل روزی میشود اینجا خبری نیست، خوب محرم بود و چشمها به سوی قافله سالار ....

البته هنوز قافله سالار بر پاست و ....

فصل امتحاناست و ....

البته من امتحان هایم را داده ام و نمره هایم را هم گرفته ام !

یـ ـک، دو، سـ ـه .... کمی بیشتر و کمی کمتر !  اصلأ تمام نمره ها را گذاشته اند که گرفته شود دیگر ....

سر جلسه یکی از امتحانا یکی این طرفم بود دختر، یکی هم آنطرفم بود دختر !

حالا جالبیش اینکه این دو بانوی بزرگوار هر دو در یک تاریخ و یک ساعت دو امتحان همزمان داشتند .. !

اوه مگه میشه آخه دوتا با هم ....  مراقبا هم که هی این برو صورتجلسه بیار امضا کنه هی اون بیاد صورت جلسه ....

خب:

خیلی گفته اند و شنیده ایم که خدا هم امتحان بگیر است و مراقب باشید رفوزه ای مشروطی چیزی نشوید،

من میگویم در گوشی

آخدا قربون قد و بالای خداییت شوم کاش یک برنامه امتحانی چیزی میدادی تا هر کس بداند در هر ساعت و مکان چه ورق امتحانی جلویش میگذارند !

و بی شک که تو بهترین خدایی و برنامه مرنامه ها را داده ای، و بی شک تر از آن بی شک آنکه من کورم و کرم و ...

صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَـ ـعْـ ـقِـ ـلُـ ـونَ

صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَـ ـرْجِـ ـعُـ ـونَ
 
 
 
 
خدا کند انگورهای شهرمان برسد
خیابان هایمان مست کند
کوچه ها تلو تلو بخورند و به شانه هم بزنند
مرزهایمان گیج بخورند و بیفتن
خدا کند انگورهای شهرمان برسد
خدا کند کوه ها بهم برسند
خدا کند دریاها دست بر دست هم دهند
خدا کند یکی برود و ماه آسمان را بدزد
خدا کند مستی به جنگل و درخت و جانداران هم برسد
تا به جای این همه ثنای او
یکی هم دعا به جانش کند !
 
♥.♥.دهن کجی میکنم به هر آنچه نامش زندگی ست . . . . !!! ♥.♥.
 
 
از وقتی خسروخان شنیدم چند بار
گوشش دادم چند بار؟
نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم