انگار بعضی از دوستت دارم ها را گذاشتند برای بایگانی، مثلأ فردا که پیر شدی و چلاق شدی بشینی تعریف کنی که آره یه میلیون تا دوستت دارم شنیدم و از این حرفا، آقا دوستت دارمی که نذاره پیر شی، که غمو از دلت نکشه بیرون به چه درد میخوره، غیر از اینه که دوستت دارم کاربرد دارد، یک سطحی از کاربری را میشود برایش تعریف کرد، مثل زبان برنامه نویسی ست، که مثلأ بشینی چند خط کد دستور بنویسی و آخرش سیمیکالن بگذاری و بعده ها هر وقت کارت افتاد راحت فراخوانش میکنی و کاری که برایش تعریف شده را روتین انجام بدهد و تمام، حالا مگر نمیشود برای دوستت  دارم ها نسخه پیچید، مثلأ یک جوری کد بنویسی برایش یک جایی فراخوانش کنی و بگذاری روتین خودش کار خودش را بکند و برود، اگر غیر از این باشد بی انصافی ست، آخه همین سلام معمولی خودمان کلی دستور و کاربری برایش تعریف کرده اند، یکبار سلام میدهی یکی را شاد میکنی، یکبار سلام میدهی قشنگ کار بد میکنی به هیکل طرف، یکبار سلام میدهی و ...
همه این ها روتین خودشان کاری که برایشان تعریف شده میکنند، حالا برای جمله ای با این سطح عظمت، با این سطح فراوانی اگه غیر از این باشد بی انصافی نیست؟ دوستت دارم لق لقه زبانت هم شود حتی بی عرضه ترین دوستت دارم هم کارش همین که تن طرفت را بلرزاند، نمیشود که هی بشینی یک گوشه و نه خطی، نه دستوری نه هیچ چیز دیگری بعد هی بگویی دوستت دارم بعد منتظر معجزه باشی.
من سیلی خورده ام، سیلی خورده ام و لال شده ام، خیلی وقت است که لالی را برداشتم گذاشتم جلویم، حتی کوری هم گذاشتم، کری هم گذاشتم، بعد همین جوری رفتم جلو رفتم جلو، نه چیزی دیدم نه شنیدم نه حرفی زدم، من سیلی خورده ام لال شده ام کر شده ام کور شده ام من سیلی خورده ام اشک گوشه چشمم خشک شده، من سیلی خورده ام از تو، بعد تو هی بدون دستور بگو دوستت دارم و منتظر بنشین تا معجزه شود، من سیلی خورده ام ...

+ گوش کن، میشنوی؟ صدای غربت علی می آید ! ( تا ابد از در و دیوار بدم می آید )

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/٤/٢٧ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم