گرفتار غروبی شده ام . . . .

که نه مهتاب دارد نه آفتاب !

 

::: سلام به رسم ادب و به رسم وفا :::

 

▪▪••●● آهای دنیــــــــــــــــــــــــــا ●●••▪▪

تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید…

من نقطه های جای خالی ام را میخواهم یا نه جای خالی نقطه هایم را میخواهم !

به کی بگم؟ کی صدامو میشنوه؟

آخدا ازت دلگیرم؟ مگه من آدم نیستم؟ مگه من بنده ات نیستم؟ چرا؟ آخه چـــــــــــــــــــ را؟

چرا حق زندگی کردن، خندیدن، شاد بودن، با هم بودن و همه روزهای قشنگ رو ازم گرفتی؟

گیرم گناهکارم !      تاوان گناهام این بود؟

ازتو دلگیرم که نیستی کنارم ......................... آخــــــــــــــــــ دا !

اومدی منو گذاشتی وسط یه راهی که نه راه پیش دارم نه پس.

برگردم؟ چه جوری کجا برم اصلا؟

برم جلو؟ این همه .......... را کجا بذارم؟



کاش همین الان زمین دهن وا کنه منو ببلعه ! نه اینکه برم زیر زمین و بمیرما نه برم یه دنیای دیگه برم دنیای مورچه ها برم دنیای ادم کوتوله ها برم یه دنیای دیگه !

اصلا چنتا سیب بخورم از زمین تبعیدم کنی به یه دنیای دیگه؟ ها؟ هـــــــــــــــــــــــــــا؟

 

ღ گیرم که تمام ثانیه ها خوب می گذرد،

ღ گیرم که دنیا بر وفق مراد تو می چرخد،

ღ با چشمانت گنجشک ها را می پرانی،

ღ با دستانت برکه را مشوش می کنی،

ღ راه که می روی زمان می ایستد،

ღ زمین می چرخد بر سر انگشتانت !!

ღ حواست کجاست ؟؟؟

ღ مرا نداشته باشی کجای دنیـــــ ا برای گریه هایت شانه می شود ؟؟؟

 

♥.♥.شده ام معادله ی چند مجهولی! این روزها هیچکس از هیچ راهی مرا نمی فهمد !!! ♥.♥.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/٢٦ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ نظرات ()

دلبرم در مذهب ما بی وفایی کارنیست . . . . .

شمع اگر عاشق نباشد تا سحر بیدار نیست . . . . . !

 

::: سلام به رسم ادب و به رسم وفا :::

 

 

این پست هدیه است از یکی از دوستانم بدون هیچ گونه دخل و تصرفی تقدیم میکنم و از قلم زیبای این حسین عزیز تشکر میکنم دوست داشتید به وبلاگش سر بزنید !

 

 

 

 

با اجازه از دوست گرامی بهی شروع میکنم تا داستان واقعی یه سفر رو تعریف کنم بدون حاشیه پردازی میرم سر اصل مطلب !
و ما که نقش اول این داستانیم
کسایی که از روزی که به دنیا میان میشن شاهکار این فیلمنامه
از همون لحظه ای که ما رو تو بیمارستان برعکس میکنن تا به یمن ورود به دنیا گریه کنیم فرشته ای به نام مرگ راه میافته دنبال ما روز و شب با ماست و حتی از رگ گردن به ما نزدیکتر اون فرشته براش مسلم که آمده ما رو با خودش ببره ولی برای ما شاید اصلا مهم نباشه شاید که نه خودمونیم اصلا مهم هم نیست همیشه هم به خودمون میگیم ای بابا حالا کی مرده !یا به قولی میگیم مرگ برا همسایه ست نه برا ما ....
شاید تقصیر نداریم آخه ما یه 10 باری نمردیم که بدونیم قرار که بریم به خاطر همین قبل از این که داستان شروع بشه (یعنی همون اتفاقات بعد از مرگ) اصلا راستش رو بخوایم فکرشم نمیکنیم که ما .... ( ادامه مطلبـــــــــــــ )

 

حسین (امید))

 

♥.♥.من خودم خواسته ام کار به اینجا برسد ... ♥.♥.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٧/۱٥ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ نظرات ()

مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم

که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود !

 

 

::: سلام به رسم ادب و به رسم وفا :::

 

نماز !

تا حالا شده به نماز احتیاج داشته باشین؟ به خوندن نماز؟ به سجده رفتن؟

بعضیا هستن با نماز خو گرفتن با خوندنش روحیه انرژی و هر چیزی که میخواهن بدست میارن دمشون گرم خوشا به حالشون

ولی واسه امثال من که انقدر ظرف دلم جا نداره چی؟

چند روزه که عجیب به خوندن نماز محتاج شدم، واقعأ واسم عجیبه.

این روزا ذهنم خیلی شلوغه خداییش یه لحظه نمیتونم تمرکز کنم رو یه چیز ....

یکی از همین روزا تو سجده ی معمولی نماز ظهر عجیب حس بی حسی، حس خالی بودن، وای چه راحت تو سجده تمرکز کردم و تصمیم گرفتم و سپردمش دست خودت آخدا !

گرچه رو سیاهم و جز سیاهی چیزی در دست ندارم ولی به این ایمان دارم که بدون اذنش سلام هم نمیتونم بدم چه برسه به ..... !

به حسین هم گفتم هر چی خدا بخواد. خدا بخواد همه دنیا هم بخوان نذارن میشه از یه طرفم خدا نخواد من خودمو بکشم هم نمیشه پس الی الله ....

 

 

ღ آدمی که منتظر است


ღ هیچ نشانه ای ندارد


ღ فقط با هر صدایی


ღ برمیگردد.....!

 

 

♥.♥.فهمیده ام قیمت آدم ها به آن چیزی است که به خاطرش آه می کشند . . . . ♥.♥.

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٧/٩ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم